دنياي معدن : از قنات تا حيات و از دريا تا صحرا
شنبه، 1 آذر 1399 - 10:51 کد خبر:169193
دنياي معدن -سيدمحمدعلي گلابزاده: روز ۹۹,۸,۱۵ سيرجان -اين كهن‌شهر ايران، كه روزگاري مركز ايالت كرمان و به‌قول مقدسي، جغرافيدان برجسته‌ قرن چهارم، از شيراز بزرگتر و باشكوه‌تر بود ‐ رويداد بزرگ ديگري در تاريخ خود را تجربه كرد، به‌گونه‌اي كه مي‌توان گفت عظمت آن همتاي همان روزي است كه براي نخستين‌بار «بن آب» سوخته چال سيرجان، زمين‌هاي اين روستا را طراوت بخشيد و قرن‌ها پيش از اين، آب قنات‌هاي قطبيّه و كهن‌شهر، در اراضي سيرجان مظهر شد و رنگ روشن و زلال آب، چشم‌نوازِ مردم اين سرزمين گرديد.


اگر آن روز، قنات حيات آفريد و زندگي را در اين گوشه از خاك ايرانِ هميشه سرافراز، ممكن ساخت و حاكمان روزگار هخامنشيان و ساسانيان را غرق در سرور و شادماني نمود، در روزهاي گذشته نيز، روشناي آب شيريني كه از دريا به صحرا آمد و در استخرِ درياچه‌گونه‌ي «گل‌گهر» جاري شد، چشم مردم اين خطّه را روشن كرد و بارقه‌ي اميدي در دل‌ها به‌وجود آورد كه از اين پس، از يك‌سو با آبي پايدار، چرخ صنعت سيرجان با اطمينان بيشتري در گردش خواهد بود و از سوي ديگر، با ذخيره‌ي آبي كه تاكنون براي صنعت برداشت مي‌شد، رونق بيشتر كشاورزي را شاهد باشيم.

طرحي كه در روزهاي گذشته به سامان رسيد، در باور بسياري از صاحب‌نظران نمي‌گنجيد، با اين استدلال كه قريب ۶۰ سال پيش از اين، كارشناس خبره‌اي به نام مهندس «هومان فرزاد» اين طرح را ارائه و منافع بسياري برايش ذكر كرده بود و اين‌كه مي‌توان به اين وسيله كوير را به بهشت تبديل ساخت، اما به‌دليل هزينه‌هاي سنگين و پيچيدگي عجيب و باور نكردني آن، نه دولت پذيراي آن شد و نه هرگز به اجرا درآمد، البته از ياد نبريم كه آن روز كشور، ده‌ها برابر بيش از اين، درآمد داشت و فروش نفت از رونق كم‌سابقه‌اي برخوردار بود و بار سخت‌ترين تحريم‌ها بر شانه‌هايش سنگيني نمي‌كرد.

گفتني است كه ۹۷ درصد آب‌هاي جهان در درياها و اقيانوس‌ها وجود دارد و پيروز صحنه كسي است كه بتواند از اين نعمت بي‌پايان بهره ببرد. اگر صحراي خشك و لم‌يزرع عربستان و امارات را به‌صورت كشتزارهاي سرسبز و باغستان‌هاي باصفا مي‌بينيم، دليلش اين است كه آن‌ها از سال‌ها پيش از اين، ميليون‌ها مترمكعب آب دريا را شيرين كردند و مورد استفاده قرار دادند. ما نيز اميدواريم با ادامه‌ي فازهاي دوم و سوم طرح انتقال آب خليج‌فارس به سيرجان، استان‌هاي يزد و سمنان و شهرهاي در مسير آن‌ها، نعمت آب پايدار را تجربه كنند و به آرزوي ديرينه‌ي خود برسند.

طرحي كه شاهد بهره‌برداري آن بوديم، به طول ۳۰۵ كيلومتر از محل تأسيسات آب شيرين‌كن واقع در ۳۰ كيلومتري غرب بندرعباس به گل‌گهر انتقال يافته و قرار است در فاز اول، روزانه ۶۰۰ هزار مترمكعب آب شيرين را به اين محل برساند. بقيه‌ي ۸۲۰ كيلومتر خط انتقال از خليج‌فارس به گل‌گهر، مس سرچشمه و چادرملو در استان‌هاي يزد و كرمان، جزو فازهاي ۲ و ۳ مي‌باشد. فاز ۲ به‌ طول ۱۵۰ و قطعه‌ي سوم ۳۷۰ كيلومتر خواهد بود. قطر لوله‌هاي كنوني ۶۰,۱ متر است و با توجه به وجود ارتفاعات و فراز و فرودهاي راه بندرعباس تا سيرجان، هفت ايستگاه پمپاژ آب منظور شده است. علاوه بر اين براي انتقال از كوه‌هاي حاجي‌آباد، يك تونل ۱۵۷۰ متري حفر گرديده، همچنين ۹ مخزن در مسير تعبيه شده است. كار نمك‌زدايي و شيرين كردن آب، همان‌گونه كه ذكر شد در بندرعباس صورت مي‌گيرد و نمك به‌دست آمده، بر اساس محاسبات و تأييد حفاظت محيط‌زيست در فاصله‌ي استاندارد به دريا برگشت مي‌شود. شايد همين اندازه توضيحات بتواند بزرگي و عظمت اين طرح را نشان دهد.

بي‌گمان اين نعمت چشمگير، ره‌آورد فداكاري مردمي است كه در گذر تاريخ، خداجويي را به حد كمال رساندند، به‌ويژه زناني كه در حمله‌ي «ايديكو برلاس» خود را از بلنداي قلعه‌سنگ به پايين انداختند تا مبادا به دست سربازان بد سگالِ تيموري اسير شوند و نجابتشان خدشه‌دار گردد. سرزميني كه در دامان خود بزرگاني چون خواجه‌علي‌ حسن سيرگاني، خواجه كريم‌الدين براكوهي، شيخ‌الملك، حاج درويش، محمدحسن قاراني، بيجه شهربانو، ميرزاسعيد كلانتر، لسان‌العلماء، شوكت سعيدي، محسني‌ها، حاج‌بنان مدني و ... تا باستاني پاريزي و طاهره صفارزاده را پرورش داد.

اين موقعيت حاصل دعاي ده‌ها شهيد و جانبازي است كه سيرجان و تاريخ آن، همواره به وجودشان مي‌نازد و افتخار مي‌كند و برخي از آن‌ها با درصدهاي متفاوتي از معلوليت، شانه زير بار مسئوليت داده و اوج فداكاري را به تماشا گذاشته‌اند.

آري از ياد نبريم كه: حديث نيك و بد ما نوشته خواهد شد/ زمانه را قلم و دفتري و ديواني است.

نام ياري‌دهندگان طرح را به تاريخ بسپاريم

بر اين اساس، ذكر دو نكته را بايسته مي‌دانم، نخست اين‌كه اگرچه اينجانب بسياري از مجريان و دست‌اندركاران اين طرح را مي‌شناسم ـ از آن‌ها كه روزي روي نقشه‌ي ايران خطي از خليج‌فارس تا كرمان و يزد و سمنان كشيدند و گفتند آب را از خليج‌فارس به اين استان‌ها مي‌بريم، تا سايرين ـ اما وظيفه‌ي خود نمي‌دانم به ذكر نام و نشان و سهم آن‌ها در اجراي اين بزرگترين طرح آبي ـ خاكي اشاره كنم، مهم‌تر اين‌كه اگر نامي از قلم بيفتد، رنجش‌هايي را به‌وجود مي‌آورد، با اين همه انتظار است كه مسئولين محترم، ليست كامل همه‌ي آن‌ها از «آقاي ياري» مجري طرح تا همه‌ي آن‌ها كه او را در اين راه ياري دادند، تهيه كنند و به تاريخ بسپارند.

امروز، بنده تاريخ‌نگار و ديگر اساتيد من، تأسف مي‌خورند كه چرا ملك تورانشاه، بانيِ مسجد ملك (امام خميني «ره») اجازه نداده نام و نشان تلاش‌گراني كه حاصل زحمتشان به احداث اين اثر گران‌بها انجاميد، در جايي ذكر شود. برعكس، به روح بلند گنجعلي‌خان درود مي‌فرستيم كه اجازه داد «سلطان محمد معمار يزدي» طراح و معمار مجموعه‌ي ياد شده، نام خود را بر پيشاني مسجد و كاروانسرا و حمام و ... بنويسد.

نكته‌ي ديگر اينكه، اگرچه آب خليج‌فارس به سيرجان رسيد و بعد هم به ساير مناطق منظور شده در طرح خواهد رسيد، اما اين بدان معنا نيست كه ما قدر آخرين قطرات آب‌هاي زيرزميني خود را ندانيم و آن‌ها را بي‌رويه و بي‌اساس مصرف كنيم و دلمان خوش باشد كه با مصرف ده‌ها مترمكعب آب، فلان مقدار ميوه‌ي بدرد نخور، به‌دست آوريم و طلا را خرج مطلّا كنيم.

به اميد اجراي فازهاي ديگر اين طرح و سرافرازي‌هاي افزون سيرجان و كرمان و ايران.